امروز به دیدار یکی از دوستانم رفته بودم، شخصی که زمانی در دانشگاه شهید بهشتی تحصیل کرده بود و بعد از اون با وجود بدست آوردن رتبه تک رقمی در کنکور ارشد 88، تصمیم گرفت که ادامه تحصیل نده و بره دنبال کار املاک! وقتی رفتم دفتر خیابون فرشته این شخص رو دیدم یه لحظه پیش خودم فکر کردم که چرا این همه مدت من وقت پای درس گذاشتم، چرا یه کلیشه از سمت خانواده تو ذهن ما رفته که درس خوندن کار درستیه، درحالیکه به قول همین دوستم، درس خوندن تو اکثر مواقع ما رو آدم ترسو بار میاره، ادمایی که فقط میتونن خطی پیش برن، یه کار کارمندی و یه حقوق سر ماه و قسط های و فیش هایی که باید همون موقع تسویه بشن وگرنه دیگه پول ناچیزی که بدست میارن خرج میشه و میفتن رو دور باطل.
به این فکر کردم که وقتی سیل عجیبی از دانشگاه ها باز شد، چقدر تحصیل کردهِ مدرکی وارد بازار میشن و این یعنی که دیگه نباید به مدارک دل ببندیم، برای درک این موضوع کافیه یه سر به میدون انقلاب بزنیم و ببینیم چقدر راحت تر از اون چیزی که بشه تصور کرد میشه پایانxadنامه و مقاله و ... تحویل داد.
دنیای امروز، دنیای تغییراته، این تغییرات تو هر زمینهxadای بوجود میاد و شما اگه تغییر رو قبولش نکنی محکوم به حذف شدنی، نمونه خیلی نزدیکش به همه ما، سوپرمارکتxadها هستن، شغلی که با بوجود اومدن فروشگاهxadهای زنجیرهxadای، تقریبا دارن حذف میشن و این یعنی که اونا هنوز تغییر رو قبول نکردن، فرآیند توسعه فروشگاهxadهای زنجیرهxadای تو کمتر از 2 سال انجام شد و این نفرات فقط دو سال وقت داشتن و استفاده نکردن از این زمان باعث شد کاسبی اونا به سمت کم و کمتر شدن میل کنه.
شاید لازم بود که تو دورهxadای که اینقدر دانشگاهxadها در حال تغییر بودن و به سمت بیxadکیفیت شدن میل میکردن، ما باید تغییر رو قبول میکردیم و اینقدر رو درس و دانشگاه حساب باز نمیکردیم، البته دانشگاه میتونه یه مسیر برای رفتن به خارج از کشور باشه که هنوز هم که هنوزه بهترین مسیره و نمیشه بهش ایرادی گرفت، ولی درس خوندن به قصد پولدار شدن تقریبا مسیر باطلی بود که خیلی از آدما تو این کشور رفتن دنبالش و به سنگ سخت خوردن.
حرف کمتر و عمل بیشتر...ما را در سایت حرف کمتر و عمل بیشتر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50